رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بز زندگی ات را بکش!
#1
روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.
روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!".
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد....
سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد.
روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشر فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:
سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد ودیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.

نتیجه:
هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم
[عکس: matlabOpencv.gif]

« کلاس های آموزش پردازش تصویر با نرم افزار متلب »

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 09130130252 تماس حاصل فرمائید.


«جهت مشاهده سرفصل این دوره کلیک نمایید»
پاسخ
سپاس شده توسط morteza ghaem ، علیرضا حر ، yasna ، behnazi


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ۱۵ راه برای اینکه زندگی کنید، نه اینکه فقط وجود داشته باشید! مهرداد عباسی 0 2,748 01-10-2013, 03:43 PM
آخرین ارسال: مهرداد عباسی
  7 راه برای رسیدن به اهداف زندگی مهرداد عباسی 0 2,788 08-14-2012, 08:50 PM
آخرین ارسال: مهرداد عباسی
  12 قدم تا موفقیت در همه مراحل زندگی مهرداد عباسی 0 2,731 02-16-2012, 09:07 PM
آخرین ارسال: مهرداد عباسی
  ده راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی مهرداد عباسی 0 2,913 04-01-2010, 11:50 PM
آخرین ارسال: مهرداد عباسی
  چگونه برای زندگی بهتر افکار مثبت داشته باشیم؟ مهرداد عباسی 0 2,891 04-01-2010, 11:41 PM
آخرین ارسال: مهرداد عباسی

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان