رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پرندگان خشمگین با طعم استارتاپی
#1
پرندگان خشمگین با طعم استارتاپی

در این نوشته سعی شده است كه ادبیات حاکم بر استارتاپها با تمثیل از بازی Angry Birds  ومسیر حرکت شركت Rovio  ملموس شود.

 
کمپانی Rovio  در سال 2003 در فنلاند با نوشتن بازی و APP برای نوکیا کار خود را آغاز کرد و در 9 می 2012 یک میلیارد مین دانلود بازی Angry Birds را جشن گرفت و در حال حاضر این شرکت ارزشی معادل 1/2 میلیارد دلار دارد.
300 میلیون دقیقه در هر روز در دنیا از این بازی استفاده می شود و در هر ماه 2 میلیون کالای فیزیکی با نشان این پرندگان بی بال ولی دوست داشتنی به فروش می رود. کمپانی  Rovio در حال حاضر دارای 400 شریک تجاری از Cocacola تا پارک تفریحی و 20.000 محصول از پاک کن تا لباس زیر  را پشتيباني می باشد.
جالب است بدانید NASA برای شبیه سازی فصلspace، عروسکهای این بازی را به فضا برده است (فیلم آن در youtube قابل مشاهده است).
 
[عکس: 99922-1280.jpg]
 
کمپانی Rovio:
1- کارآفرینان امکان دارد در یک جای خوب مشغول به کار باشند ولی یک روز بالش نرم را از زیر سر خود بر می دارند و برای خود شروع به کار می کنند همانگونه که Rovio برای نوکیا کار می کرده ولی هیئت مدیره آن تصمیم می گیرند برای خود کار کنند. (کارآفرینی شغل پاره وقت نیست).
2- بازی Angry Birds پنجاه و دومین تلاش برای ساخت یک بازی بوده است و پنجاه و یک بازی قبل این کمپانی با شکست مواجه شده است و این نشان می دهد که ناامیدی و خستگی در شرکتهای کارآفرین و نوپا جایی ندارد و مداومت و فعالیت هوشمندانه رمز موفقیت است حتی اگر هشت سال طول بکشد و کارمندان  شرکت از پنجاه نفر به دوازده نفرتنزل پیدا کند.
3- تنها 136.000 دلار هزینه ساخت نسخه اولیه این بازی شده است (به قول معروف بدون آفتابه لگن هفت دست) و این نشان می دهد شرکتهای استارتاپی در ابتدا به دنبال دفتر و میز کنفرانس و قهوه ساز و ... نباید باشند.
4- در ابتدا کل شرکت و اطرافیان از استفاده کنندگان اصلی بازی بودند و حتی برای امتیاز بالاتر مسابقه برگزار می شده است و برای این بوده است که کل کارمندان سازمان در این فضا غوطه ور شود و هرگز فراموش نکنند که مردم برای چه به آنها پول می دهند .
5- جذب مشتری جدید سخت تر و گرانتر از نگه داری و راضی کردن مشتری فعلی است. وقتی افراد از این بازی استفاده می کنند و طرفدار آن هستند پس کالای فیزیکی مرتبط با این برند را بهتر می خرند و داشتن آن کالا علاوه بر یادآوری دائمی برند، آنها را به هوادار (کسی که برای شما تبلیغ می کند) تبدیل می کند.
6- یک تیم شش نفره در این کمپانی کارشان فقط بررسی نامه ها و ایمیلیها می باشد و از حرفهای احمقانه تا ایده های ناب برای فصل ها و مراحل همه را ثبت می کنند و این همان جمله معروف برای استارتاپها است که از ساختمان بیرون بزنید و به حرف مشتری های خود گوش کنید.
7- Rovio  از تمام ابزارهای ارتباطی ممکن برای پخش دموی بازی استفاده کرد و از بازاریابی ویروسی و تبلیغات دهان به دهان و رایگان بهترین بهره را برد.
8- شما با یک بار خرید ارزان این بازی می توانید از مزیت ارتقاء مجانی آن سود ببرید و این به استار تاپها می گوید جرأت هزینه کردن و احترام به شعور مشتری را داشته باشید. مشتری شریک تجاری شما است، نه یک گاو شیرده و مثل معروف همه پولها را جارو نکنید در اینجا مصداق دارد.
9-Rovio  به بیرون از محوطه امن تجاری خود نگاهی داشته باشيد با اینکه چین دور بود ولی بهترین بازار برای آنها بود. با اینکه خودشان برای نوکیا برنامه می نوشتند ولی اولین نسخه بازی برای ios نوشته شد.
10-کسب پیروزی یک مسأله است و نگه داشتن آن مسأله ای دیگر. شرکتهای استارتاپی معمولاً با یکی دو موفقیت اول مغرور می شوند و دقت و تمرکز خود را از دست می دهند و فراموش می کنند که استارتاپ نسخه کوچک شده شرکتهای تجاری نیست.
11-این بازی در سال 2012 یک Spin Off پیدا کرد که به نام Bad Biggies شناخته می شود و یک بازی مهندسی است و بازی از نقطه نظر خوکها دنبال می شود ولی در مراحلی اگر زیاد سر و صدا بشود پرنده ها از خواب بیدار می شوند و روز از نو روزی از نو.
12-استارتاپها شکل می گیرند تا یاد بگیرند، مدل کسب و کار خود را بیابند و اعتبارسنجی کنند نه اینکه توسعه پیدا کنند.
 
Angry Birds  :
1-داستان اینگـونه آغاز می شود خـوکها تخم های پرنـدگان را می دزدند و پـرندگـان هم قسم می شوند که تا جان دارند فقط و فقط حمله کنند با انگیزه و سریع. در شرکتهای استارتاپی هم آنچه اهمیت دارد و شرکت را نجات می دهد فقط اجرا کردن و تلاش و تلاش است.
2-بازی در ابتدا بسیار ساده، قابل فهم و بدون تنظیمات خاص است. استارتاپ ها هم باید همینگونه باشند در ابتدا مدل کسب و کار ساده و راحت داشته باشند نه پیچیده.
3-مانند پرنده ی قرمز که در اولین مرحله حضور دارد که هیچ کار خاصی انجام نمی دهد (انفجار و سرعت، چرخش و ...) ولی بازی با آن شروع می شود، محصول استارتاپها که (MVP) است باید با حداقل امکانات و ویژگی های اضافي اعتبارسنجی شود و سپس ارتقاء هدفمند داشته باشد.
4-این بازی اول با ios شروع شد ولی در حال حاضر اکثر دستگاهها و سیستمهای عامل را پوشش می دهد ـ این بازی با 63 مرحله شروع شد در حال حاضر 640 مرحله دارد. این بازی با فقط یک فصل (کلاسیک) شروع شد ولی در پایان سال 2013 دارای ده فصل خواهد بود  (…-Star Wars- Heikki-Rio-Space) همه اینها نشان می دهد که توسعه و موفقیت گام به گام و سنجیده باید باشد و احتیاج نیست در روز اول هرآنچه را در ذهن دارید بسازید و به مشتری عرضه کنید.
5-در فرهنگ استارتاپ ها اصطلاحی به نام Pivot (چرخش) وجود دارد که در موقع لزوم و با مستندات کافی استارتاپها باید نسبت به اصلاح مسیر خود اقدام کنند و موفقیت و توسعه خوب حاصل همین چرخشها و یادگیری ها است.
6-پرنده آبی رنگ کوچک و دوست داشتنی ما با یک اشاره انگشت سه تا می شود و توسعه می یابد ولی نقطه و زمان این اشاره منجر به توسعه مهم است. در استارتاپها هم در صورتی که پیش از موعد شروع به توسعه کنید می توانید خود را در دره مرگ ببینید.
7- طنز و شادی چاشنی این بازی است و باعث به یاد ماندن و محبوبیت همیشگی آن و همچنین استفاده همه سنین از 5 تا 90 سال از آن می شود. اخلاق خوش در هنگام تعامل با مشتری و لبخند رضایت و یا شادی در هنگام استفاده از محصول توسط مشتری می تواند تضمین کننده ادامه ارتباط و ارتقاء برند شما باشد.
8- رقبا و مشکلات مانند خوکهای بازی همیشه حضور دارند و هرجا می توانند باشند ولی آن چیزی که باعث شکست آنها می شود حمله کردن طبق نقشه است و همیشه یک راه خلاقانه وجود دارد.
9-  منابع شما ( انگیزه، وقت ، منابع مالی و انسانی و ...) محدود می باشد و باید در استفاده از آنها درایت داشته باشید و بدانیم که تا وقتی پرنده ها  ( منابع شما ) در پایین تیر و کمان نشسته اند برای شما کاری انجام نمی دهند و باید با دقت و تنظیم و نقشه پرتاب شوند تا به کار آیند پس دست به کار شوید و اجرا را شروع کنید.
10-در این بازی همه چیز فرضیه است و هر طرح و نقشه ای برای پيروزي احتیاج دارد که کاملاً به اجرا درآید. در استارتاپها هم همینگونه است همه چیز فرضیه است و تا موقعی که اعتبار سنجی (validation) نشود ارزشی ندارد.
11-استارتاپها مانند پرنده نارنجی یا سیاه ابتدا باید نقطه اثر خود (بازار هدف) را نشانه روند و سپس بترکانند وگرنه در هر نقطه ايي این منفجر شدن وبا انر‍‍ژي بودن فایده ای ندارد.

منبع 
Knowing is not enough; we must apply. Being willing is not enough; we must do
دانش کافی نیست،باید بکار بست. نیت کافی نیست ،باید عمل کرد.
Albert Einstein
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان